دامون

وب شخصی

دامون

وب شخصی

۶ مطلب در اسفند ۱۳۸۹ ثبت شده است

و آنگاه که خستگی فرا می رسد

میان نبودن ها و نشدن ها

...

روز زن!!!

فقط همین...

تو عقیده ای داری همانطور که من دارم، او دارد، انها دارند، شاید هم دیگرانی. هر کدام در خلوت فکری بدان دست یافته اند، هرچند اگر صددرصد برگرفته از افکار فلانی و بهمانی باشد.

من قرار نیست به نظر تو ایمان آورم اما می توانم این را قبول کنم که تو هم، او هم، آنها هم،... نظری دارند و فکری و عقلی همچون من.

در کنار هم زندگی کردن بسیار زیباتر است تا در پشت دیوارهای خانه.

اما چه راحت من و تو به جای تحمل دیدن هم و گوش به حرف هم و خندیدن با هم خنجری برگرفته و بر قلب و جسم زخم می زنیم.

آیا دیدن خون تو برای من زیباتر و جذاب تر از خود تو است؟!!!

و ما چه راحت...


همواره در خواب

خواب دیدم که خواب میبینم که در خوابم خواب میبینم که دارم خواب میبینم که خوابم؟!...
و مرگ...

گاهی چه دوست داشتنی است مرگ!

هرچند گاهی برای آدم مرگ نفرت انگیز بوده، اما...

همین مرگ رهایی بخش انسان است از این دنیا و آدمیانش...

خیلی صاف و روراست تر از بعضی انسان ها...

تو را دوست می دارم

(احمد شاملو، مجموعه هوای تازه)

 

طرفِ ما شب نیست

صدا با سکوت آشتی نمی کند

کلمات انتظار می کشند

 

من با تو تنها نیستم، هیچ کس با هیچ کس تنها نیست

شب از ستاره ها تنهاتر است...

 

 

طرفِ ما شب نیست

چخماق ها کنار ِفتیله بی طاقت اند

 

خشم کوچه در مُشتِ توست

در لبان تو، شعرِ روشن صیقل می خورد

من تو را دوست می دارم، و شب از ظلمت خود وحشت می کند.                       

   سال 1334